لژیون آقای حسین نمکی
آموزش, پیشگیری, مهار و راهنمایی درمان اعتیاد 

با مشخص شدن صورت مسئله اعتياد كه اولين بار توسط مهندس دژاكام بنيانگذار كنگره ٦٠مطرح گرديد .براي ما آشكار گرديد كه بيماري اعتياد از ازدواج انسان و مواد مخدر حاصل شده ويك نوع جايگزيني مزمن است كه با مصرف مداوم مواد مخدر توسط انسان اين مواد جايگزين مواد شبه افيوني داخل بدن شده وبا گذشت زمان  سيستم توليد كننده اين مواد شبه افيوني (سيستم ضد درد يا سيستمx) كم كار وكم كارتر شده تا جايي كه اين سيستم به كلي از كار افتاده و با مصرف بيروني اين نياز داخلي فراهم مي گردد. اين مرحله همان مرحله مصرف روزانه بود كه فرد در اثر عدم استعمال مواد مخدر دچار حالت خماري همچنين ساير عوارض در بدن خود مي گردد.

حال با شناخت کامل از اینکه مواد مخدر سم نمیباشد و شخصی که مواد مخدر مصرف می نماید مسموم نیست پس تئوری یا فرضیه سم زدائی از پایه واساس اشتباه می باشد و شخصی که صرفا به علت عدم آگاهی و جهت رهائی از دام اعتیاد به روش غلط سم زدائی پناه می برد ممکن است پس از انجام این روش دچار عوارض جبران ناپذیری در بیوشیمی بدن خود شده که شاید سالها و یا تا آخر عمر گریبانگیرش باشد ویا پس از انجام سم زدائی دچار تشنج ،سکته و حتی در مواردی متاسفانه منجر به مرگ شخص گردد.

حال عده ای از پزشکان متاسفانه به جهت نا آگاهی و عدم شناخت از انسان و مواد مخدر هنوز در حال استفاده از این روش غلط میباشند که امیدواریم به زودی به این آگاهی وشناخت برسند که سم زدائی نه اینکه دست آوردی برای بیمار از جهت درمان نداشته بلکه امکان دارد به عوارض جبران ناپذیری برای شخص منتج گردد. و اگر همه انسانها ذره ای حس انسان دوستی داشته باشند بی شک حاضر نخواهند بود  مخلوق خداوند که بیهوده به این جهان نیامده را به هر دلیلی به رنج و عذاب دردناک دچار نمایند،مطمئنا حقیقت اعمال در ادامه نقاب از رخ بر خواهد داشت.

[ جمعه دهم بهمن 1393 ] [ 1:55 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

[ جمعه دهم بهمن 1393 ] [ 1:52 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

ضمن تبریک نهمین سالگرد رهایی جناب آقای نمکی، برای ایشان و خانواده محترمشان سلامتی و سربلندی آرزومندیم. 

از طرف تیم وبلاگ پارک لاله 

                                بقیه تصاویر را در ادامه مطالب ببینید    


ادامه مطلب
[ جمعه دهم بهمن 1393 ] [ 1:48 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

بنام خداوند جان وخرد    

دستور جلسه: سم زدایی                                                                                            

استاد جلسه: آقای حسین نمکی                                                                                                                               

 

       

                                     

خلاصه سخنان استاد: ما مسمومیت نداریم جایگزینی مزمن داریم. اگر سم هست چرا زمانی که مصرف نمیکنیم حالمان خراب می شود؟ کسانی که مصرف کننده نیستند اگر یک تا یک ونیم گرم تریاک مصرف کنند دچار مسمومیت حاد می شوند.

ما در اوایل مصرف حالت مسمومیت در بدن مان احساس می کردیم که حتی به درمانگاه و سم زدایی می رسیدولی بعد از مدتی بجایی میرسیم که مصرف نکردن ما را دچار عوارض خماری می کند . چون به تدریج این مواد خارجی جایگزین مواد شبه افیونی داخل بدن می شود و در ساعاتی که عادت به مصرف داریم اگر زمانش بگذرد در جسم ما اختلال بوجود میآید و تمام سلولها مختل می شوند ،خیلی بهتر است که ما مواد را قطع کنیم و با خماری بسازیم تا اینکه بخواهیم سم زدایی بکنیم و تمام مواد را از بدن که احتیاج به آن دارد خارج کنیم چون تمام شهر وجودیمان با اینکار در هم می ریزد.

با قطع مصرف با اینکه دچار ناراحتی می شویم ولی بدن تخریب کلی ندارد و می توان تحمل کرد. در مورد درمان اعتیاد چند نظریه وجود دارد ،عده ای میگویند جسمی است و جمعی اعتقاد دارند روانی است . کنگره60 معتقد است اعتیاد بیماری جسم و روان است و روی انسان آزمایش کرد و موفق به درمان شد که رها شدگان خود سندی هستند بر این ادعا که به درمان و تعادل رسیده اند واین روش را آقای مهندس دژاکام ابداع کرد و به آن روش دی اس تی  نام نهاد.

من اگر جهانبینی خود را سالم کنم و با تغییر دید به تشخیص برسم می توانم جسم و روان خود را در مدت یازده ماه به تعادل رسیده و به درمان برسم. ما قبلا تجربه کرده ایم که هر ناراحتی در جسم بوجود آید در روان هم تاثیر می گذارد حتی یک دندان درد ما را کاملا کلافه می کند.

بدن انسان موجود هوشمندی است اگر من مدتی غذایی واردش کنم که از سطح خونی بگذرد به آن عادت میکند.مثلا در حال حاضر که من شربت اوتی مصرف میکنم پس از چند روز به آن عادت میکنم و اگر موقع مصرف آن دیر شود شروع به واکنش میکند ولی هماهنگ شدن بیست و یک روز طول میکشد تا سازگار شود.

افرادی که با علم کنگره آشنا نیستند ایراد میگیرند چرا ما از شربت تریاک برای درمان استفاده می کنیم؟ در بدن انسان مواد شبه افیونی از قبیل دینرفین و انکفالین تولید می شود که در تریاک وجود دارد.

باتشکر

 نویسنده:مسافر هوشنگ خلینا

[ سه شنبه هفتم بهمن 1393 ] [ 10:2 قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

بنام قدرت مطلق        

روزپنجشنبه مورخ 93/11/9 جشن نهمین سال رهایی آقای حسین نمکی

ایجنت محترم پارک لاله با حضوردیده بان محترم آقای رضا ترابخانی برگزارمیگردد.

             

[ دوشنبه ششم بهمن 1393 ] [ 9:34 قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

                                                                                                                  گفتگوي نگهبان و سردار

بعضي انسان‌ها در مرحله‌اي قرار مي‌گيرند مي‌شكستند. ممكن است شكستن در كار، شخصيت اجتماعي، تحصيلات، معنويات و... باشد. سؤال اينجاست وقتي كسي شكسته است ما چه كمكي مي‌توانيم به وي بكنيم!؟ درك كردن انساني كه در حال شكستن هست بسيار حائز اهميت است. ممكن است بارها بارها خودمان شكستيم. گاهي كوتاه آمدن نشان ترس انسان نيست، نشان ادراك، فهم و عقل انسان است. انساني كه كوتاه نمي‌آيد نشانه اين كه دچار منيت است، نشانه جهل و نشانه بي‌خردي وي است. در ادامه آقاي مهندس شعر حافظ را مي‌خواند:

يوسف گمگشته بازآيد به كنعان غم مخور      كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور

اي دل غم‌ديده حالت به شود دل بد نكن      وين سرشوريده بازآيد به سامان غم مخور

هميشه قرار نيست مشكلات ادامه پيدا كند، بايد سعي كنيد غمگين نباشيد، اينكه چطور غمگين نباشيم بايد خود بيابيد. ما عادت داريم نيمه خالي ليوان را نگاه كنيم، چرا ياد نگرفته‌ايم نيمه پر ليوان را نگاه كنيم. چرا هميشه به نداشته‌هايمان توجه مي‌كنيم، و چرا داشته‌هايمان برايمان كم‌ارزش و هستند.

براي اينكه بدانيد داشته‌هايتان چقدر زياد و باارزش هستند، لحظه‌اي با خود بينديشيد اگر از شما بخواهند نداشته‌هايتان را در مقابل داشته‌هايتان عوض كنيد، آيا قبول مي‌كنيد؟ حتي براي ثانيه‌اي هم قبول نمي‌كنيم، حتي براي ثانيه‌اي هم قبول نمي‌كنيم مسافر حال خراب خود را با يك فرد سالم تعويض كنيم، اما در مقابل سلامتي، آسايش، خانواده، فرزندان، سلامتي فرزندان و... از دست بدهيم، پس بهتر است بينديشيم داشته‌هاي ما بسيار بيشتر از نداشته‌هايمان است.

شخصي نزد استادي رفت و سؤالي پرسيد، استاد جواب سؤال را نمي‌دانست، شخص گفت اگر نمي‌داني پس چرا حقوق مي‌گيري؟، استاد گفت در مقابل دانسته‌هايمان حقوق مي‌گيرم، اگر مي‌خواستم در مقابل ندانستن‌هايم حقوق بگيرم بايد خيلي بيش از‌ اينها بايد حقوق بگيرم. اگر مادام به ليوان خالي نگاه كني، ليوان خالي تو را به قهقهرا مي‌برد. گويند تو سلامتي، گفته مي‌شود همه سالم‌اند. نه اين‌گونه نيست، خيلي‌ها بيمارند، يك مسئله خيلي ساده در جسم انسان، مي‌توان شرايط عادي و نرمال زندگي را بهم بزند. زماني كه ذهن ما به جهت منفي رود، اوضاع خيلي بدتر مي‌شود و يك بلا ممكن است به چندين بلا تبديل شود. كسي مي‌تواند آگاه باشد و ارزش خيلي از مسائل بداند كه شكسته باشد. يك انسان بخاطر غم بزرگ برود خودكشي كند ممكن است باعث صعود فرد شود. همان‌طور كه طلا انقدر در چرخش قرار مي‌گيرند تا در نهايت تبديل به گوشواره شود. در كار دنيا سختي وجود دارد. اگر فكر كند در دنيا كار سختي وجود ندارد، سخت در اشتباه است. شما نمي‌توانيد كسي را پيدا كنيد كه در سختي قرار نگرفته باشد. ما بايد وقتي در آستانه فروپاشي قرار مي‌گيريم يعني در ظلمت قرار گرفتيم بايد به تلاش ادامه بدهيم، نمي‌توانيم كنار بكشيم.

گفتند: چرا غمگين نمي‌شوي؟ گفت دل بر آنچه نمي‌ماند نمي‌بندم. فردا يك راز است نگرانش نباش. از فشار زندگي نترس و به ياد داشته باش كه فشار، توده ذغال سنگ را به الماس تبديل مي‌كند... نگران فردايت نباش خداي ديروز و امروز، خداي فردا هم هست. ما اولين بار است كه بندگي مي‌كنيم ولي او قرن‌ها كه خدايي مي‌كند پس به خدايي او اعتماد كن و فردا را به او بسپار.

ـ حلقه‌هايي كه استفاده مي‌كنيم يكي حلقه‌هاي متعدد حيات است، يكي از زماني است كه از مادر متولد مي‌شويم. يك دسته از حلقه‌هاي از زمان طفوليت است تا نوجواني. مرحله كودكي انسان از ساير جانداران طولاني‌تر است چراكه انسان موجود پيچيده‌تري است. حلقه بعدي حلقه جواني است. حلقه سوم در شما تعقل ايجاد مي‌گردد. حلقه ميانسالي كه انسان‌ها بايد به فكر تصفيه و پالايش خود باشند. پايان حلقه سوم به معني آخرين قسمت وظايف است. وظيفه اصلي حلقه سوم پرورش فرزندان است. درحالي كه بعضي از افراد در اين دوره به فرزندان خود بي‌توجه هستند. اين افراد مثال زير است كه گفته مي‌شود ميمون در حمام بود، داغ بود، بچه‌اش را زيرش گذاشت. اگر مرحله سوم را خيلي خوب به انجام برسد، وارد مرحله چهارم خواهند شد كه همان بهشت برين است. پس براي اينكه بخواهيم به يك نفر كمك كنيم، بايد فرد را از طريق جهان‌بيني آگاه كنيم. در زندگي شكست و پيروزي مهم نيست مهم اين است كه به تلاش خود ادامه بدهيم.

شكستن به‌ دو گونه است: يكي شكستن خود ماست، ما در بحران قرار گرفتيم. يك زماني است كه ما ناظر و شاهديم كه فرد ديگري شكسته است. اگر كسي در كنگره 60 حالش خراب است بايد كمك كنيم و زير پر و بالش را بگيريم. در نهايت مي‌خواهيم بگويم مراعات افراد را بكنيم اگر نمي‌توانيم مرهم روي زخم كسي قرار ندهيم لااقل نمك روي زخمش نپاشيم.

 نویسنده : همسفر مرضیه

منبع: وبلاگ آکادمی

[ دوشنبه ششم بهمن 1393 ] [ 9:27 قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

 تعقل یعنی کاری که از روی عقل است یعنی ما قبلاً به درستی آن رسیدیم و حال از تعقلمان استفاده می‌کنیم مانند کاری که راهنما برای رهجویش انجام می دهد.

تکامل عقل روی دانایی است و تمام مسائل انسان که در هستی وجود دارد. اعتیاد نیز وجود دارد ، ازدواج ، قضاوت ، شناخت در علوم و هر نوع مسئله‌ای که ما در نظر بگیریم در این سطح وجود دارد . مثلث ما یک مقدار مساحت در بر می‌گیرد ، مطالبی که در داخل این مثلث قرار می‌گیرد مطالبی هستند که ما از آ ن سر در می‌آوریم یعنی ما می‌فهمیم چی به چی هست .

مطالبی که خارج از آن مثلث قرار می‌گیرد ، مطالبی هستند که ما نمی‌توانیم نظر بدهیم و شناخت و ادراک درستی به آن مسئله نداریم و فقط می‌توانیم نسبت به آن‌ها اطلاعات داشته باشیم .

مطالبی که روی ضلع آن مثلث قرار می‌گیرد ، مطالبی است که برای ما ماهیت گنگ دارد و قطعاً نمی‌توان در مورد آن نظر بدهیم. اگر انسان دانایی‌اش را تغییر ندهد ، هیچ‌چیزی نمی‌فهمد. در زندگی انسان چیزی که باعث می‌شود در انسان تغییر به وجود بیاید ، تشخیص است. چون وقتی ما تشخیص دادیم ، می‌توانیم انتخاب کنیم و وقتی انتخاب درست انجام دادیم زندگی‌مان تغییر می‌کند. پس انتخاب درست به تشخیص بستگی دارد.

باید این مثلث دانایی رشد کند و ما برای اینکه از مثلث دانایی بتوانیم استفاده کنیم ، باید ببینیم کدام ضلع یا کدام قسمت رشد کرده .

تفکر کردن مطلبی است که توی یک قالب و چارچوب انجام می‌شود ولی افکار این‌طور نیست. افکار جهت ندارد و ما می‌توانیم به هر چیزی فکر کنیم و هر موضوعی می‌تواند باعث فکر کردن شود. ما تصور ، تخیل ، توهم و یا چیزهای دیگر را داریم اما این‌ها تفکر نیست ولی می‌توانند در تفکر باشند یا در تفکر کردن به کار بروند.

شرط تفکر کردن این است که ما زمانی که روی موضوعی فکر می‌کنیم . یک جهت خاص داشته باشد و ما باید در یک جهت خاصی حرکت کنیم و اگر بخواهیم در جهت درست حرکت کنیم نیازمند یک سری معلومات و اطلاعات هستیم .

                                                                         بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ جمعه سوم بهمن 1393 ] [ 11:42 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

درمدل قلعه يا شهر وجودي تصويري از يك كشور يا شهر كه به فرماندهي يك فرمانرواي عادل به نام عقل كه درحال راهبري واداره ميباشد،آشنا شديم همچنين آموختيم كه انرژي دراين شهر يا كشور وجودي معادل پول در دنياي بيرون است.همچنين اين را فرا گرفتيم كه حس هاي مختلف وقتي شكل مي گیرند بصورت خواسته هاي ناخالص یا درخواست موقت  جهت بررسي،اعلام نظرات ونهايتاجهت تصميمگيري به سوي قلعه عقل ارسال ميگردد.(مانند حس رفتن به استخر ويا حس خوابيدن تا١٠ صبح).حال اين درخواستهاي اوليه درفضا ومكاني به نام ذهن به تصوير كشيده شده ومورد نقد وبررسي و رأي قرار ميگيرد. اگر بخواهيم مثالي براي اين فضا درکشور وجودي درنظر بگيريم همان مجلس يا سنا درمدل كشور يا شهر وجودي است،كه كليه درخواست ها از شهرها يا استانهاي مختلف وارد صحن مجلس وبعداز نقد وبررسي به رأي گذاشته ودر نهايت يا رد شده يا تصويب وجهت تاييد نهائي به مرحله آخر (تائید نهائی )ارسال مي گردد. حال اكر صحن مجلس را ذهن انسان  و   نمايند گان  مجلس همان دانايي انسان درنظر بگيريم خيلي واضح است كه خواسته هاي اوليه كه از حس نشأت گرفته(حال كاري نداريم به اينكه حس درست كارميكند واز آن خواسته هاي معقول شكل ميگیرد يا نامعقول) به فضاي ذهن وارد شده وابتدا به تصوير كشيده شده وپس از نقد وبررسي در حضور دانايي به رأي كذاشته مي شود كه يا خواسته رد ميشود ويا تصويب شده وبراي اخذ دستور وحكم اجراء به نزد عقل(حاكم) فرستاده ميشود. نكته ديكر اينكه همانكونه كه درمجلس براي مصوبات بودجه تخصيص داده ميشود درذهن نيزبراي ساير خواسته هاي ارسالي انرژي تخصيص داده ميشود.وبه همين دليل گاهي خواسته اي به ثانيه اجراء ميشودوگاهي يك خواسته به دليل كمبود انرژي مدت ها معطل مي ماند (مثلا خواسته رفتن به مسافرت وقتي كه مقدمات فراهم نيست.)پس مشخص شد فضاي ذهن ارتباط تنگاتنگ ونزديك با دانائی دارد. وتصويب وتخصيص انرژي به خواسته ها به سطح دانايي هر انسان بستگي دارد وهمچنين در وادي پنجم نيز فرا گرفتيم جهت بالا رفتن سطح دانايي بايد آموزش سالم به همراه تزكيه وپالايش را سرلوحه قرار دادو تزكيه وپالايش ميسر نميشود مگر با اجراي هفت راهكار یا قدم كه در وادي پنجم ذكر گرديده است .حال باتوجه به محدوديت انرزي وجذب سايرخواسته ها ومسائلي پیراموني توسط ذهن ،درسفراول  خواسته هاي غير معقول راكنار گذاشته واز يكسري خواسته هاي معقول غير ضروري مي گذريم تا ضمن اولويت درمان بيشترين انرژي توسط ذهن به اين موضوع اختصاص يابد.وضمن مصون ومحفوظ نگهداشتن ذهن از افکار منفی ،پوچ وبی ارزش بیشترین سطح انرژی بر روی سفر و درمان اختصاص یابد و رهائی با کیفیت و ارزشمندی نصیب ما گردد.

[ جمعه سوم بهمن 1393 ] [ 11:31 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

                               

افتخار استاد به مدارک و مدالها نیست ، افتخار استاد آتشی است که در دل ما روشن کرد.....

افتخار استاد این است که بسیاری از ما را که خدا گریز شده بودیم به معنویت و به رودخانه ایمان برگرداند.....

افتخار استاد نشاندن ما در کشتی عشق پیمای معرفت و چشاندن معنای حقیقت و درک هستی و وجود به هزاران هزار انسان تشنه معرفت بوده و هست......

افتخار استاد اشاره هایی بود که کرد.....پرنده هایی در قفس که آزاد کرد.....چشمهایی بسته که باز کرد.....دلهایی خسته که شاد کرد.....

افتخار استاد اینست که بخاطر ایمانش و ما و عشق و معرفت....اکنون در یک سلول تنگ و تاریک دل به معشوق مهربانش داده و به او اتکا داده و ایستادگی میکند.......

افتخار استاد ما اینست که تو و من.....امروز از عشق میگوئیم و از ایمان و از خدا...... افتخار استاد ما اینست

استاد گرامی نهمین سال رهایتان مبارک

از طرف اعضای لژیون

                                                

[ سه شنبه سی ام دی 1393 ] [ 4:40 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

((به نام یزدان پاک))

دهمین جلسه از دوره پنجاه و پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "سم زدایی و سم نزدایی" با استادی آقای نادر فراهانی و نگهبانی آقای بهرام کنعانی و دبیری آقای مرتضی عفتی روز پنجشنبه مورخ 1393/10/25 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود و همچنین اولین سال آزادی و رهایی مسافر پیمان جشن گرفته شد.

 

سخنان استاد: 

خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم که امروز هم اینجایگاه در اختیار من قرار گرفت تا خدمت بکنم. امروز هم جلسه ما به دو بخش تقسیم می‌شود. بخش اول دستور جلسه که سم‌زدایی یا سم نزدایی است و بخش دوم تولد پیمان میر. در کنگره طی این چند سالی که من متوجه شدم بحث و صحبت بر سر هوشیاری است. بر سر این است که یاد بگیریم و آموزش بگیریم و تفکر کردن را یاد بگیریم. اینکه اگر کسی حرفی را به ما میزند و پیامی را به ما می‌دهد یا درخواستی را از ما دارد، بلد باشم در مورد آن فکر کنم.

 هوشیاری چیزی است که به‌واسطه مصرف مواد از من سلب شده بود و حرف کنگره‌این است که اگر می‌خواهی دوباره هوشیاری‌ات را به دست بیاری باید بیایی و قدم در مسیر بگذاری و حرکت بکنی و تفکر کردن را یاد بگیری و در مسیر درمان حرکت بکنی و تا بتونی حواست را جمع کنی. یک‌بار نادر فراهانی فریب خورد و درگیر مواد و ضد ارزش‌ها شد، حالا آمده اینجا تا یاد بگیرد و نیروهایش را جمع بکند تا بتواند با این‌ها مقابله بکند که لااقل دوباره ضرر نکند.              

                                                                                                


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هفتم دی 1393 ] [ 4:38 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]
        

مرتضی عزیز  

  

انشاالله به حکم پروردگار عالم در صیغل نمودن خود ، همچنان  با نیروی خدایی ، در راه به سوی عالم نور در تجلی باشید . ما هم خواستار ادامه راههای خوب و بدون بند ، برای شما هستیم .در نیمه اول زمستان قرار می گیرید و با اندیشه بسیار تازه و عظیم که در عالم حیات شما بی نظیر بود و به قولی ، تولد دو باره در همین حیات شده اید ، قدر و عطمت آنرا بدانید و نگهبان جسم و جان باشید . این از عقل سالم و تفکر درست است که می شود با آن به هر گوشه ای از جهان حال ، رفت و بدون مشکل ، باز آمد . 

 

اولین سال رهاییت مبارک  

 

حسین نمکی و اعضای لژیون

                            

[ جمعه بیست و ششم دی 1393 ] [ 4:50 بعد از ظهر ] [ حسین نمکی ]

                                                       ((بنام قدرت مطلق))

 

سومین جلسه از سری چهارم کارگاه های  آموزشی  مجازی نمایندگی  آکادمی  با استادی مسافر شاهرخ داد خواه و دستور جلسه  

سم زدایی و سم نزدایی .............

                                                                                                                            

                                                     بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 ] [ 9:40 قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

                    

                                                   بنام خداوند جان وخرد       

 

دستور جلسه: وادیهای کنگره60                                               تاریخ : 21/10/1393

استاد جلسه:آقای حسین نمکی                                                             

خلاصه سخنان استاد: اصل کار ما که میتواند ما را از جهان تاریکی وارد جهان روشنایی نماید این وادیها است. باید دل بکار دهیم و فکر نکنیم نوشتن وادیها نوعی جریمه است بلکه اینها را تشویق محسوب کنیم. وقتی چندین بار از روی متن وادیها بنویسیم در ذهن ما ملکه می شود و نقش می بندد، من با تفکر می توانم به تعقل برسم ولی با ساده نگری موفق نمی شوم از منطقه تاریکیها عبور کنم.

نوعی علم هست که از خواندن و نوشتن بدست می آید و به ما اطلاع می دهد مثل اینکه فاصله این شهر تا شهر بعدی 50کیلومتر است ولی اگر با تعقل همراه باشد با دقت به همه اطراف نگاه میکنم و از پر بودن باک بنزین مطمئن می شوم و چراغها و بخاری و چرخها و برف پاکن را در نظر میگیرم که خوب کار کنند و اشکالی نداشته باشند ولی اگر بدون تعقل بیگدار به آب بزنم ممکن است وسط جاده بنزین تمام شود و دچار سرگردانی و دردسر شوم ، پس بحث تفکر در هر لحظه می تواند کمک ما باشد اما چطور می توانم دارای تعقل شوم؟ باید آموزش بگیرم و بدانم این کلمات چه معنایی دارد و به چه دردم می خورد.

هرکدام کلیدی است که قفلی را باز می کند و مرا وارد دنیایی می کند که آگاهی بدست آورم و عمل کنم" مثلا هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی گذارد " می فهمم که دنیای من پوچ و بیهوده نیست و می توانم قدم به روشنایی گذارم،پس برای رسیدن لازمه کارمان این اسنت که انرژی داشته باشم و آن دانایی من است که به من کمک می کند وقتی تاریکی ها در وجودم نشست دیگر کاری نمی توانم انجام دهم و در جا میزنم و دور خود می چرخم. این پکیج که اولین روز به ما می دهند صندوقچه ای است که دارای همه نوع آگاهی برای رسیدن به روشنایی است و هیچکس به اندازه خودم نمی تواند به فکر من باشد و نباید این اندیشه را داشته باشم که دیگران من را یاری دهند.

پس این شش وادی که در پکیج است ابزار و آذوقه سفرماست که وسایل لازم را در اختیار ما می گذارد که در مسیر سفر استفاده کنیم .با یاری پروردگار توانا

نویسنده: مسافر هوشنگ خلینا                                      

 

[ سه شنبه بیست و سوم دی 1393 ] [ 12:56 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

خداوند آنچه مى دهد براى آن نيست كه بايد به كار گرفته شود.

و خداوند حاكمى چون عقل را در شما قرار داده , اما براى آن يك مرزى را تعيين نموده است تا براى آنچه نبايد انجام دهد , به قوه تشخيص برسد. اين خواست نيروهاى القا دهنده مطالب منفى در حاكميت (عقل) , دخالت مى نمايد و در عقل,  مشكل ايجاد مى كند.

لحظه دشوارى در آن لحظه احساس نمى شود , آنچنانكه يادآورى آن دشوارى دشوار است; زيرا انسان مى انديشد زندگى همان است كه هست يعنى اگر لحظه هاى حال به نورى برسد احساس ديگرى دارد , مانند جدا شدن از تاريكى و ندانستن و يا نديدن يك لحظه بعد. شايد ما هم آن را احساس كرده باشيم.

 استاد سيلور

[ یکشنبه بیست و یکم دی 1393 ] [ 9:26 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

[ جمعه نوزدهم دی 1393 ] [ 11:37 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

((به نام یزدان پاک))

نهمین جلسه از دوره پنجاه و پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک" با استادی آقای بابک لطفی و نگهبانی آقای بهرام کنعانی و دبیری آقای مرتضی عفتی روز پنجشنبه مورخ 1393/10/18 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود و همچنین اولین سال آزادی و رهایی آقایان قدرت الله و مسعود جشن گرفته شد.

 سخنان استاد: 

خیلی خوشحال هستم که مجدد در این جایگاه قرار گرفتم. قبل از صحبت کردن راجع به دستور جلسه، لازم میدانم که توضیح کوچکی در خصوص دستور جلسات کنگره بدهم. ما هر هفته در کنگره 60 در شعبات دستور جلسه واحد داریم که برگرفته شده از آموزشها، وادی ها یا نشریات کنگره است. اگر من بابک به اندازه ظرف خودم ار این آموزشها، وادی ها یا نشریات کنگره استفاده بکنم، هیچ نیازی برای حل مشکلاتم در بیرون کنگره نخواهم داشت. یعنی اینکه اگر بتوانم در رابطه با هر موردی بصورت کاربردی این آموزشها را بکار ببرم، مسلما مشکلات من خیلی کوچک میشود و تبدیل به چالش و موانعی کوچک میشود.

 من قبل از ورودم به کنگره فکر میکردم که یک آدم خوب آدمی است که تمامی خواسته های اطرافیان را برآورده سازد و تمام چیزهایی که بهش رجوع میشود را با روی خوش و باز بپذیرد و انجام دهد. اما زمانی که به کنگره آمدم و با این دستور جلسه آشنا شدم این را تجربه کردم که یک انسان اگر بخواهد انسان خوبی باشد و از ضد ارزشها دور شود و به ارزش ها نزدیک شود، به هیچ عنوان نمیتواند خواسته تمام افراد دور و برش را برآورده سازد. من قبل از ورودم به کنگره فکر میکردم که وقتی هدف، هدف خوبی باشد با هر وسیله ای بخواهی به آن هدف برسی هیچ اشکالی ندارد ولی در کنگره یاد گرفتم که برای رسیدن به یک هدف خوب و متعالی باید ابزار هم خوب و متعالی باشد.

                                                    

 


ادامه مطلب
[ جمعه نوزدهم دی 1393 ] [ 9:37 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

[ چهارشنبه هفدهم دی 1393 ] [ 11:38 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

آقای: حمید ، نام راهنما: آقای حسین  ، آنتی ایکس: شیشه و تریاک ، مدت سفر: 10 ماه ، داروی درمان: شربت OT ، نمایندگی:آکادمی

 

صفت گذشته درانسان صادق نیست،چون جاری است     

آنانی که مجذوب رحمت قدرت مطلق می شوند به ارتقاء می رسند ، آنانی که فقط به سورچرانی مشغولند نصیبی ندارند.

حمید جان رهاییتان مبارک و پرشگون

از طرف :حسین نمکی و اعضای لژیون

 

[ چهارشنبه هفدهم دی 1393 ] [ 11:25 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

ما هیچ فرقی با همدیگر نداریم، همه انسانها شبیه هم هستیم و در آفرینش ما یک ساختار و مکانیزم بکار گرفته شده است، نه من به شما برتری دارم و نه شما به من و تفاوتی نسبت به هم نداریم. به صورت بنیادی اگر انجام بدهد بقیه انسانها هم قادر هستند آن کار را انجام بدهند و قطعا آن موضوع امکان پذیر است

به لطف ایزد منان، فرصتی نصیب شد تا بهره بیشتری ببریم از انسانی که از اعتماد و بی اعتمادی، گفته است تا عشق و نفرت،  زخم ها و دردها و راه التیام آنها....
انسانی که تاریکی ها را تجربه نموده است و علاوه بر اینکه در نور است، راه تاریک دیگران را منور می نماید، به لطف کلام دلنشینش در لفافه جهانبینی....
و شاید این در تاریکی ها رفتن ها فرمانی باشد برای آرامش بخشیدن به قلب بی قرارانی که از کلام ایشان استفاده نموده و در آینده نیز به خیل عظیم آنان خواهند پیوست، با هر زبان و نژاد و فرهنگی رسمی که شیوه پدر بزرگشان و بنیان محترم کنگره 60  می باشد.
 استاد گرانقدر، دیده بان جهانبینی کنگره 60: جناب آقای امین دژاکام

 


مسافر مسعود:
مسلما سوالات بسیاری از بنیان کنگره 60  گرفته تا مطالبی که توسط شما در سی دی ها بیان شده می توان پرسید، اما سوال ابتدائی بنده این است که آقای  امین دژاکام به عنوان فردی که هزاران هزار نفر بواسطه مطالب ایشان از تاریکی ها خارج شده اند یا حداقل نور امیدی در زندگیشان تابیده شده چه حسی نسبت به این موضوع در درون خودشان دارند، وقتی که نظاره می کنند این گره ها در زندگی این افراد باز می شود؟
 
استاد امین دژاکام:
اولین اثری که در خود من می گذارد این است که، تاثیری که در مردم گذاشته است و بیانی که می کنند و یا ابراز محبت می نمایند و باعث قدردانی و تشکر من هم هست اینکه احساس می کنم این تجربیات شخصی یا آن لحظاتی که سالها پیش که یک فشارها و سختی هائی که هر انسانی در زندگیش دارد، من هم  طبیعتا داشتم و بدنبال راه گریزی می گشتم تا از آن فشارها و ناراحتی ها بتوانم خودم را خارج بکنم، چون زندگی یک لحظاتی برایم غیر قابل تحمل می شد و می خواستم یک راه حل پیدا نمایم تا بتوانم شرایط را تغییر دهم، وقتی می بینم برای دیگران مفید بوده، افکاری که به من کمک کرد تا بتوانم به مسیرم ادامه بدهم احساس می کنم که این لطف خداوند بوده است و خوشحال هستم این زحمات و تجربیات  تلخکامی ها بی پاسخ نبوده و باعث شده است ایمانم قوی تر شود.


ادامه مطلب
[ سه شنبه شانزدهم دی 1393 ] [ 9:36 قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

به نام قدرت مطلق الله

جلسه دهم از دور دوازدهم کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران

کنگره 60 نمایندگی ارتش درتاریخ 93/10/13

به نگهبانی: مسافر محمد جواد دبیری :مسافر سعید استاد : مسافر حسین نمکی

با دستور جلسه وادی پنجم و تاثیر آن روی من

راس ساعت 17 آغاز به کار نمود

 

خلاصه سخنان استاد :

در ابتدا خوشحالم که در شعبه ارتش هستم زیرا شعبه ارتش و قبلا که در جمشیدیه بود همیشه من احساس خوبی به این مجموعه  داشتم .

 

در دستور جلسه امروز من از متن وادی پنجم متوجه می شوم که حتی در کتابها هم ذکر شده و قبل از این موضوع و حتی در سی دی های  آقای مهندس راجع به این وادی صحبت کردند و همه این ها برای این است که  من به درکی از متن وادی برسم که کاربردی سازم و از قوه به فعل در بیاورم .
یک سری کارها را من باید انجام بدهم که باید تا بتوانم علمی را که بدست می آورم را کاربردی کنم .
مثلا نرفتن من به جایی که آلوده به ضد ارزش هاست و خودداری و قدم نگذاشتن در مسیری که راهنما برایم مشخص نکرده است .
راهنما مسیری را که به من می گوید خودش پیموده است و امروز به من راه را نشان می دهد .
برای حرکت کردن نیاز به ابزار هایی دارم که کار من را راحت تر می کند و هر چقدر بهتر باشند بهتر است و روان تر به درمان می رسم .
در کل ابزار ها به من کمک می کند تا برای فراگیری آماده باشم و خوراک و نیاز من را فراهم می سازد تا بتوانم به درمان برسم و به نوعی می توان گفت از یک منبع مطالبی را در اختیارم می گذارند که بتوانم استفاده کنم .
البته می تواند استفاده مضر هم برایم داشته باشد مثلا تسلیم در مقابل شیطان باشم یا در مقابل فرموده های راهنمایم ؟

 

گاهی فکر می کردم معنی تسلیم فقط در برابر خداست ولی شاید اینگونه نیست و برای اینکه من به درمان برسم باید در مقابل متد دی اس تی تسلیم باشم و حرکت کنم .
وقتی تفکر کردم و تصمیم سالمی گرفتم وادی پنجم به من می گوید این تصمیمات را کاربردی کنم و طبق فرموده های این وادی به بهترین و آسانترین و شیرین ترین راه بروم.

وقتی در سفر هستم هزاران موضوع برایم پیش می آید و فقط در حرکت و تسلیم می توانم به راحتی عبور کنم .

در آخر باز هم تشکر می کنم

منبع: وبلاگ شعبه ارتش

 

 

[ یکشنبه چهاردهم دی 1393 ] [ 9:30 قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

<<به نام یزدان پاک>>

هشتمین جلسه از دوره پنجاه و پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "وادی پنجم و تاثیر آن روی من" با استادی آقای رضا ترابخانی و نگهبانی آقای بهرام کنعانی و دبیری آقای مرتضی روز پنجشنبه مورخ 1393/10/11 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود و همچنین پنجمین سال آزادی و رهایی کمک راهنمای محترم آقای حسن غفوری جشن گرفته شد. .......

 

 سخنان استاد:

امروز هم تولد آقای غفوری بهانه ای شد که در خدمت شما دوستان باشیم. دستور جلسه این هفته وادی پنجم است یعنی در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست و توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. هر انسانی در درون خودش یک سری خوبی ها و ملاکهایی دارد که با دیدن آنها شروع به حرکت میکند. من خودم در زمان ورود به کنگره معنویات و عرفان را دوست داشتم و یکی از مسائلی که باعث شد که من به مسیرم ادامه بدهم، همین مسائلی بود که بصورت مستقیم و غیر مستقیم در داخل اعتیاد و مواد مخدر وجود داشت و آن را احساس کردم و حرکت کردم.


ادامه مطلب
[ جمعه دوازدهم دی 1393 ] [ 8:42 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

[ جمعه دوازدهم دی 1393 ] [ 8:11 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

 آقای: احمد، نام راهنما: آقای حسین، آنتی ایکس: هروئین، مدت سفر:10 ماه، داروی درمان:OT،  نمایندگی: آکادمی 

 

صفت گذشته در انسان صادق نیست ، چون جاری است  

شهر به یکباره به طغیان دچار می گردد ، اما نسیم آرام الله پس از چندی در تمامی آبادی ها حاکم می شود و عظمت و سلامتی باز می آید و شما از آن بهره بیشتری می برید.  

احمد جان رهاییتان مبارک و پر شگون      

از طرف:حسین نمکی و اعضای لژیون 

[ پنجشنبه یازدهم دی 1393 ] [ 10:20 قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

بنام خداوند جان وخرد

برداشت از سی دی کبر

 

در ادیان مختلف پیامبران الهی برای راهنمایی و هدایت انسانها قوانین و دستوراتی از سوی خداوند متعال آورده اند که با پیروی از آنها به سعادت دنیا و آخرت می رسند.  

این قوانین به صورت وحی به پیامبران نازل شده مثل ده فرمان که بر الواح ثبت شده به حضرت موسی و بصورت کتاب انجیل به حضرت عیسی و قران برای حضرت محمد(ص).       

این مردان برگزیده الهی فرامین و دستورات را به امت خود آموزش می دادند و هرکس پیروی میکرد موحد و اگر نقض فرمان می کرد مشرک می گردید چون به دستورات خداوند عمل نمی کرد و از کس دیگری فرمان می گرفت .

این عمل گناه بزرگی محسوب می شود ولی یک مشرک می تواند با آموزش گرفتن و رسیدن به دانایی خود را اصلاح کند و تغییر یابد و ایمان بیآورد. اما گناهی بزرگتر از آن وجود دارد وآن کبر ورزیدن است که جوهر و ماهیت خود را برتر و بالاتر از دیگران میداند و تافته جدا بافته که مشکل او به آسانی برطرف نمی گردد چون در اثر منیت و تکبر خود را بالاتر و برتر از همه میداند و کسی را قبول ندارد که از او آموزش بگیرد و جهل خود را برطرف کند.

ما در جهان بینی خوانده ایم که منیت نمی گذارد که شخص از نادانی خود آگاه شود و درجهل مرکب ابدالدهر بماند و کمبودی در خود سراغ ندارد که بخواهد آن را رفع کند.

وقتی انسان داری این طرز فکر باشد وارد گروه شیاطین می شود که در تاریکی به سر می برند و از رحمت و نورالهی محروم هستند .این افراد چون از خود نوری ندارند با انواع دسیسه و حقه بازی می خواهند از نور انسانهای دیگر استفاده کنند و برای این کار از شگرد های مختلف یاری می جویند ،یکی از این حقه ها اعتیاد است که اوایل با نشان دادن در باغ سبز افراد را مجذوب می کنند ،وقتی وارد شد درهای پشت سر بسته می شود و اجبار خماری وادار به ادامه میکند.در اینجا اگر شخص کبر نداشته باشد به فکر رهایی و درمان می افتد و با آموزش استادان با تجربه به امید خدا موفق میشود.

نویسنده: مسافر هوشنگ

[ سه شنبه نهم دی 1393 ] [ 11:7 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

به جای اینکه بگوییم دستت درد نکند میگوییم ممنون از محبت شما میبینیم که از کلمه درد دیگر استفاده نمیشود در مقابل از محبت و تشکر استفاده شده.

درد یاد آور سختی و عذاب است ، در صورتی که محبت و شاکر بودن نمایانگر عشق است ، حقیقی است.

به جای اینکه بگوییم شکست خورده میگوییم با تجربه ، به جای اینکه بگوییم باختیم میگوییم آموختیم ، به جای اینکه بگوییم غم آخرت باشه میگویم شما را در شادی ها ببینیم.

در اینجا هم غم و پایان کنار گذاشته شده و شادی و دیدار به میان آمده است.

                   تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

امروزه چه از نظر علمی و چه از نظر تجربی کاملآ ثابت شده است قدرت و نفوذ کلمات چه نقش مهمی در روند ارتباط با دیگران و همچنین ثابت شده که کلمات منفی انرژی منفی و کلمات مثبت نیروی مثبت از خود به جای میگذارند.

کلمات منفی نیروی منفی به سمت اشخاص میفرستند و حتی شخص را به سمت منفی و بیماری سوق میدهند.

به عنوان مثال وقتی به ما میگویند خسته نباشی در اصل خستگی را به یادمان میآورند و نا خود آگاه احساس خستگی میکنیم.

در فرهنگ ما تقریبآ این واژه جا افتاده است ولی در فرهنگهای ملل مختلف وقتی به کسی در ابتدای روز میگوییم خسته نباشید او کاملآ تعجب میکند که چرا از چنین عبارتی استفاده میکنیم.

                                                           بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه نهم دی 1393 ] [ 12:30 بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حرف دل

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
ز مدينه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از براي لبيّک ، به وظيفه باز کردن
به مساجد و معابد ، همه اعتکاف جستن
ز ملاهي و مناهي ، همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن، به خداي راز گفتن
ز وجود بي نيازش، طلب نياز کردن
بخدا که هيچ یک را، ثمر آنقدر نباشد
که به روي نا اميدي ، در بسته باز کردن


امکانات وب