لژیون آقای حسین نمکی
آموزش, پیشگیری, مهار و راهنمایی درمان اعتیاد 

سعید جان:

با عقل و ایمان توانستید سفر DST نیکوتین خود را با موفقیت پشت سر بگذارید

ما هم به شما درود و تبریک میگوئیم     

از طرف حسین نمکی و اعضای لژیون     

 

[ پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۲۰:۱۸ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

اطلاعیه

قابل توجه کلیه مسافران سفر اول و دوم لژیون

باطلاع میرساند روز دوشنبه مورخ 12/25/ 1393

آخرین جلسه لژیون در شعبه آکادمی برگزار میگردد

حضور تمام مسافرین سفر اول در این جلسه الزامی میباشد

حسین نمکی

[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۱۹:۴۱ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

بنام خداوند جان وخرد

دستور جلسه: هفته دید بان                                      مورخ: 05/12/1393             

استاد جلسه: آقای حسین نمکی                                                                        

                                                                  

خلاصه سخنان استاد: اگر این دیدبانها نبودند ما هم اینجا نبودیم. ما هنوز به آن درک

نرسیده ایم، نمی شود گفت که من به مهندس و روش او ایمان دارم و او را تنها

کسی بدانم که موفق بهدرمان معتادان شده و اینطور عمل کنم

اگر واقعا ایمان دارم باید به کلیه حرفهایش جامه عمل بپوشانم.

وقتی می گوید :باید از افرادی که خدمت میکنند تشکر کنیم از هر راهی که

می توانیم و پاکت دادن وزبانی سپاس گذاری نمودن یکی از این راههاست

و جزء پروسه درمان.این افرادی که در کنگره خدمت میکنند کم درآمد نیستند و

به این پاکتها احتیاجی ندارند.در یک مجموعه ای که ما داریم زندگی میکنیم

به نوعی اینجا خانه ماست باید همخانه و همسایه خود را

بشناسیم باید این خادمان را بشناسیم و در جلسات حاضر باشیم و مشارکت

نمائیم و بدانیم این دیدبانان چه خدماتی را ارائه میکنند. یکی از این دیدبانان که نامش

آقای حکیمی است و مسئولیت شعبات کنگره را دارد هر هفته یک روز به

اصفهان و روز دیگر به اراک رفت و آمد میکنند تا مشکلات آنها را برطرف کند

و مواظب باشد تخلفی صورت نگیردیا دیدبان راهنمایان که حدود چهارصد راهنما و

کمک راهنما را سرپرستی میکند و اگر در هر ماه یکدفعه به ویمراجعه کرده

و با کار داشته باشند باید چهارصد مرتبه پاسخگو باشد. آقای سلامی که

مسئول امورمالی هستند و چهل شعبه کنگره رازیر نظر دارند و به

امور مالی آنها رسیدگی میکنند.خانم آنی که دیدبان همسفران است و با محبت

و دلسوزی به مشکلات خانوادهارسیدگی مکنند و با مشاوره رساندنبه آنها از

بهم ریختن بنیان خانواده ها جلوگیری میکنند وآنها را بههم نزدیک مینمایند تا

با مهر ومحبتدر کنار هم زندگی کنند و صدهاخدمات دیگرکه باید آنها را شناخت

و به آنها از صمیم قلب تبریک گفت که این انسانهای خوب بدون چشم داشت

از کسی فقط از روی مهر و محبت به جامعه انسانی خدمت میکنند و انتظار

چیزی از کسی ندارند.

هفته دیدبان مبارکباد

با تشکر: مسافر هوشنگ

 

[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۹:۳۵ قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

 

پیام هفتۀ دیدبان

[ جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۱۷:۳۴ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

اما مرحلهٔ ادراک، مرحله‌ای است که ارتباط مستقیم با دانایی و پیشینهٔ دانایی انسان دارد؛ و به همین علت است که درک در همهٔ انسان‌ها به یک میزان اتفاق نخواهد افتاد...

جهان بینی و دانش چگونه زیستن، ابزاری است برای انسان جهت به دست آوردن آرامش و حال خوش در مسیر زندگی؛ و در ادامه همچون نردبانی است برای صعود انسان به قله‌های معرفت، شناخت و درک هستی؛ که به‌وسیلهٔ این ابزارمی توان پله‌های فهم حقایق جهان هستی را بالا رفت.

در تعریف جهان بینی می‌گوییم، آنچه انسان نسبت به خود و محیط پیرامون خود احساس، دریافت، ادراک و برداشت می‌نماید. در مکتوبات کنگره 60 این تعریف وجود دارد که حس اولین نیروی به‌کارگیری قوهٔ عقل است. انسان دارای دو بخش از حواس می‌باشد که یک بخش مربوط به حواس ظاهری و یا فیزیکی است و بخش دیگر مربوط به حواس غیر ظاهری و یا بیرونی می‌باشد که بحث اصلی در این مقاله پیرامون حواس ظاهری است؛ چرا که همین حواس ظاهری پایه و اساس برای عملکرد هرچه‌بهتر حواس بیرونی هستند.

حواس ظاهری انسان شامل حس بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی می‌باشد که این حواس پیام‌ها و سیگنال‌ها را از محیط پیرامون دریافت کرده و به مغز انتقال می‌دهند و توسط مغز برای سیستم عقل ترجمه خواهند شد و در این حین چرخهٔ تفکر هم برای کمک به سنجش و صدور فرمان عقل، بکار خواهد افتاد. به‌عنوان مثال: انسان وقتی که غذای شوری را مزه می‌کند، حس چشایی این مزه و شوری را دریافت کرده و به مغز انتقال می‌دهد و چرخهٔ تفکر بکار خواهد افتاد که فرضاً این شوری به علت نمک زیاد است و یا نمک سفید رنگ است و یا شوری و نمک زیاد چه آسیب‌هایی برای انسان دارد و ... و سیستم عقل بر اساس این داده‌ها مسائل را می‌سنجد و فرمانی را صادر می‌کند.

                                                          بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۸:۵۸ قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

بنام خداوند جان و خرد

ناخالصیهای وجود انسان فراوان است که به سادگی نمی شود بر آنها غلبه کرد.

یکی از صفات ناجور که در صور آشکار و پنهان آدمی وجود دارد صفت قضاوت

درباره دیگران و حکم دادن است .

ناخالصیهای وجود انسان فراوان است که به سادگی نمی شود بر آنها غلبه کرد.

یکی از صفات ناجور که در صور آشکار و پنهان آدمی وجود دارد صفت قضاوت

درباره دیگران و حکم دادن است . دانشمدان علوم انسانی و عارفان که در فکر

انسان سازی و تکامل روح انسانی بودند در ادوار مختلف نسبت به این صفت بد

 بسیار گفته و نوشته اند.

یکی از عرفای کامل شیخ عطار نیشابوری است که در کتاب تذکره الاولیا در این مورد

حکایتی از قول ابراهیم ادهم که از عرفای بنام بود آورده میفرماید:

همیشه در این فکر بودم که در مورد افراد اندیشه ناجور نکنم تا اینکه روزی از کنار

دجله میگذشتم سیاهی را دیدم با زنی مشغول عیش و نوش هستند و از کوزه ای در

قدح میریزند و می نوشند و با هم خنده و شوخی میکنند،با خود گفتم:این سیاه

بهتر از من است ولی شرع به من حمله آورد که ای ابراهیم چگونه بهتر است که

در پیش چشم مردم باده می نوشند و تفریح میکنند ،من دراین فکر بودم که ناگاه

بادی برخاست و رود دجله متلاطم شد و قایقی که بر روی آب بود واژگون گشت

و چند نفر در آب افتادند، مرد سیاه در آب پرید و سه نفر را نجات داد و روی

به من کرد وگفت :ای ابراهیم تو که خودت را بهتر از من میدانی این یک نفر

را نجات بده . گفتم من شنا کردن ندانم ،سیاه او را هم از آب درآورد

و گفت: این زن مادر من است و در این کوزه شیر است که می نوشیم .

از این پیش آمد دیگر من با خود عهد کردم در مورد کسی و چیزی قضاوت نکنم

و حکم ندهم چون آشکار و پنهان همه را خدا میداند وبس و من فقط

می توانم در مورد خود حکم دهم و نیروهای بازدارنده وجودم را خالص کنم.

به امید پروردگار توانا

نویسنده: مسافر هوشنگ

    

[ سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۱۶:۴۰ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

بنام خداوند جان و خرد

دستور جلسه: قضاوت                             مورخ: 25/11/1393                           
                 

    استاد جلسه: حسین نمکی                                                                                  

                                                                              

                                                                                                                                                       

خلاصه سخنان استاد:درحال حاضر ما کاری به قضاوت و دادگاه و حکم قاضی ها 

نداریم ما در مورد خودمان و داوری معمول نظر می دهیم در مسابقه فوتبال اگر داور

درست سوت نزند بازی به جنجال و آشوب کشیده می شود .

این مسئله هم بازی ذهنی ماست که دیالوگهای

مثبت و منفی در فکرمان با هم مشغولند و حال ما را درهم میریزند.

مثلا من حالم بد میشود وقتی در جمعی دو نفر با هم حرف میزنند چون فکر

میکنم در باره من صحبت میکنند .این موضوع بار منفی مرا زیاد می کند وبه

بیراهه می کشاند.اگر می خواهم حال خوش داشته باشم در مورد

دیگران نباید قضاوت کنم .اگر انسانی دانا باشد و به آگاهی رسیده باشد بجای اینکه

وقت و انرژی خود را صرفشناخت خود کند چرا به دیگران بپردازد.

من بجای اینکه برای مشکلات خود راه حلی پیدا کنم دیگران را ارزیابی می کنم ،

شکایت می کنم مامور اجراء و منشی دادسرا و قاضی و اجرای احکام می شوم و

انتظار دارم حالم خوب شود. ممکن است در آخر کار انرژی بدست بیآورم

ولی چون از راه درست نبوده احساس کسالت میکنم واز این کارها

بدم میآید و تبدیل به کینه و نفرت میگردد.

اگر می خواهم کاوش کنم باید به خودم برسم و بپرسم از صبح که بیدار

شده ام چکارانجام داده ام ،من که میگویم مسافرم باید در حرکت باشم

و از مسائلی بگذرم تا بتوانم مسائل پیش آمده برای خودم را حل کنم

و به جلوی خود نگاه کنم . اگر فکر می کنم فلانی دروغ می گوید حتما از این صفت

در من هم وجود داردمثل اینکه در مقابل آیینه ایستاده ام چون اگر

این ایراد را نداشته باشم

صفت دروغ را نمی شناسم و نمی گویم فلانی دروغگو است، همه این قضاوتها

در ذهن من انجام می گیرد و نیروهای تخریبی مرا به این سو وآن سو می کشاند

تا آدمی گوشه نشین و منزوی شوم و

آنقدر گره های محکم در وجودم زده می شود که هر کاری کنم باز نمی شود.

با تشکر:مسافر هوشنگ

[ سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۱۳:۳۴ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

"به نام خدا"

چهاردهمین جلسه از دوره پنجاه و پنجم سری کارگاه های آموزشی کنگره60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "جهان بینی و فرق نگاه مسافر با معتاد" با استادی آقای حسین نمکی و نگهبانی آقای بهرام کنعانی و دبیری آقای سعید روز پنجشنبه مورخ 93/11/23 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود و همچنین اولین سال آزادی و رهایی آقای مرتضی عفّتی جشن گرفته شد.

سخنان استاد :

آنچه ما نسبت به محیط پیرامون خود دریافت، برداشت، ادراک و احساس می کنیم، جهان بینی نام دارد و این نوع نگاه ماست که می تواند مسائل را برایمان روشن تر و شفّاف تر نماید .

همانطور که می دانیم مسافر به کسی اطلاق می گردد که در حرکت است و ساکن نیست و برای رسیدن به هدفش، سختی ها را پشت سر می گذارد .

حال فرق نگاه مسافر و معتاد اینجاست که مشخص می گردد به گونه ای که :

 یک مسافر، اعتماد به نفس دارد در حالیکه یک معتاد هرگز اعتماد به نفس ندارد؛

 یک مسافر، دارای هدف است در صورتی که یک معتاد هدف ندارد؛

 یک معتاد همیشه خود را عاجز می داند ولی یک مسافر دائما" در حال حرکت و پیشرفت و رسیدن به قلّه های سربلندی و سلامتی است؛

 و...     
                                      بقیه در ادامه مطلب       

                                                             


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۲۰:۴۲ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

انسان همچون رودخانه ای است  که  هر چقدر عمیق تر باشد،

آرامتر و متواضع تر است.

[ چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۴۱ قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

 

درمان اضطراب و استرس به وسیله ورزش امکان پذیر می باشد

درمان اضطراب و استرس با ورزش
اضطراب طیف وسیعی از علائم را در بردارد که می توان از جمله به حالت ترس و نگرانی و استرس اشاره نمود. علائم فیزیکی بدن به طور معمول به صورت تنگی نفس، افزایش ضربان قلب، عرق، سرگیجه، حالت تهوع، سفتی عضلات و لرزش و عدم آرامش خود را نشان می دهد. مجموعه بیماری اضطراب (Anxiety syndrome ) می تواند با حالت ترس از اجتماع، مکان و یا حیوانات،... همراه باشد. همچنین در بعضی موارد استرس و اضطراب به همراه وسواس و یا ترس از یادآوری حادثه ای ترسناک یا غم انگیز نیز نمایان می گردد.


تقریبا 20 درصد همه انسانها در یک نقطه ای از زندگی خود دچار استرس و اضطراب می گردند و شایع ترین نوع آن به صورت ترس از اجتماع و ترس های خاص گزارش شده است. درمانهای اصلی برای استرس و اضطراب  شامل رفتار درمانی و مشاوره های روانشناسی و در بعضی موارد داروی ضد اضطراب است اما آنچه که نباید از نظر دور داشت  نقش بسیار موثر ورزش به عنوان یکی دیگر از درمان های استرس و اضطراب می باشد.
چندین مطالعه تحقیقاتی که در آلمان و آمریکا انجام شده است نشان داده است که تعداد حملات ترس و اضطراب در افرادی که به طور منظم به میزان حداقل 30 دقیقه ورزش آئروبیک  ( بخصوص پیاده روی سریع و دویدن) انجام می دهند بسیار کمتر است.


تاثیرات فعالیت ورزشی را می توان به دلایل ذیل دسته بندی کرد:
1-داشتن فرم مناسب بدنی: علاوه بر بالا بردن تحمل سیستم گردش خون و قلب برخورداری از یک تیپ مناسب فیزیکی بسیار تاثیر مثبتی بر اضطراب و ترس  به خصوص در موارد ترس از اجتماع دارد.


2- تاثیر بر انتقال دهنده های عصبی در مغز: فعالیت های ورزشی تاثیری مثبت بر افزایش دوپامین، سروتونین، نورآدرنالین و گابا آمینواسید (GABA) دارد که به نوبه خود سبب بیشتر آرامش بیشتر در افراد می گردد.
3- افزایش میزان اندروفین ( هورمون آرامش دهنده ) در خون


4- کاهش تاثیر هورمون های استرس زا از طریق تاثیر بر مسیر هیپوتالاموس – هیپوفیز – غدد فوق کلیوی


5- تئوری افزایش دمای بدن : بعد از یک ورزش شدید که دمای بدن 2-1 درجه افزایش می یابد بدن در حالی آرامش بخش فرو می رود همانند زمانی که در سونا استراحت می کنید.


6- تئوری حواس پرتی: در طی ورزش مثل دوچرخه سواری، دویدن یا پیاده روی سریع سبب کاهش تمرکز بر ترس و اضطراب می گردد.


7- تاثیر رفتاری و ذهنی: در بعضی از بیماران که دچار استرس و اضطراب هستند از افزایش ضربان قلب و عرق ریزش تصوری بسیار ترسناک دارند و آن را گاهی با حالت مرگ یکسان می دانند. این افراد در طی فعالیت ورزشی شدید افزایش ضربان قلب و عرق ریزش را به عنوان یک واکنش طبیعی بدن تجربه می کنند و ترس ناشی از حالات فیزیکی و عصبی به تدریج در آنها از بین خواهد رفت.

نسخه ورزشی جهت درمان استرس و اضطراب
ورزش آئروبیک یا هوازی در واقع فعالیتی است که طی انجام آن ضربان قلب به میزان 80-60 درصد بیشتر از ضربان عادی فرد باشد. برای مثال اگر در حالت عادی تعداد ضربان قلب در یک دقیقه 60 باشد باید حداقل 96 و حداکثر به 108 ضربان در دقیقه برسد. ورزش آئروبیک یکی از بهترین و موثرترین ورزش ها برای درمان اضطراب است و باید به طور منظم حداقل 30 دقیقه و سه روز در هفته به صورت های مختلف پیاده روی تند، دویدن آهسته، دوچرخه سواری یا شنا باشد. چندین مطالعه نشان داده است که کسانیکه پیاده روی تند ویا دویدن را طی 8 هفته به طور منظم انجام داده اند تاثیر بسیار خوبی را مشاهده نموده اند.

لازم به ذکر است انجام دیگر ورزش ها و بدنسازی نیز می تواند در کنار ورزش آئروبیک کمک کننده باشد ولی همانطور که قبلا هم ذکر شده ورزش آئروبیک در مطالعات تاثیرات خود را به خوبی نشان داده است.

منبع:بیتوته

[ جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۲۲:۱۲ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

اگر درست نگاه کنیم می‌بینیم که تشابه کاملی بین کره زمین و لایه اوزون و جسم انسان و هاله انسان (میدان انرژی اطراف بدن که هاله تابان نام دارد ) تشابه زیبایی بین این دو وجود دارد

انسان و اب و هوا

بسم اله الرحمن الرحیم

بخشی ازسخنان استاد امین دژاکام در رابطه با موضوع آب و هوا ورابطه اش با انسان

سال ها پیش خیلی بارندگی وبرف زیاد بود.الآن این قضیه آنقدر کم شده که دیگران عکس برف را برای یکدیگر ارسال می‌کنند.در وایبر یا فیس بوک میبینیم که وقتی جایی برف میاید عکس برف را برای یکدیگر ارسال می‌کنند.خیلی سال‌ها پیش در تهران و خیلی از شهرستان‌ها برف زیادی می‌بارید 20 سانت  نیم متر و حتی 70 سانت هم دیده می‌شد. اما الآن معلوم نیست زمستان است یا تابستان.قبلاً از اواخر پاییز هوا کم‌کم سرد می‌شد.یواش‌یواش هوا سرد می‌شد زمستان هوا کلاً سرد بود و از اواخر زمستان هوا دوباره یواش‌یواش به سمت و سوی گرم شدن می‌رفت. اما الآن دیگر این‌طور نیست.هوا شناسی اعلام می‌کنم فردا هوای تهران بارانی استاما ابرها که به تهران می‌رسند از هم جدا شده و پاره می‌شوند.

موقعی شروع کردن از منابع زمین . از منابع کره زمین زیادی استفاده کردند این منابع که آزاد شدند در جو کره زمین هم اختلالاتی ایجاد کردند. نفت  گاز  گازهای گل خانه‌ای این‌ها رفتند توی لایه‌های جو زمین و پراکنده شدند و کاری که انجام دادند این بود که بخشی از مواد سمی لایه دور زمین را شکاف ایجاد کرد.اونها اجازه می‌دهند امواج و یا نور که خیلی‌هایش باید فیلتر شوند و از صافی بگذرند وارد کره زمین شده و برای ما ضرر دارد.

در حقیقت نوری که به زمین میاید باید انعکاس آن نور دوباره به جو برود ولی آن لایه‌ها چون سوراخ بوده ،  این عمل انعکاس را انجام نمی‌دهند و باعث می‌شوند که این امواج مخرب در زمین باقی بمانند .در واقع 2کار را انجام می‌دهند.1-حفاظ را پاره کردند که امواج مضر وارد زمین شدند و دوم اینکه دسته دوملایه‌ای ایجاد کردند که آن امواج مضر که باید برمی‌گشت در زمین باقی بمانند.به همین علت است که بیماری‌ها افزایش پیدا می‌کنم. بیماری‌هایی که قبلاً نبوده‌اند ظاهر می‌شوند و به همین علت است که بیماری‌های جدیدی به وجود میاید.این‌ها دقیقاً شبیه به اتفاقاتی است که در زمان مصرف مواد برای فرد مصرف کننده به وجود می‌آید.

در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر نوشته شده که مواد مخدر به ما انرژی نمی‌دهد.بلکه انرژی‌هایی که در بدن وجود دارد و برای سال‌های سال تعبیه شده است ما آن‌ها را آزاد می‌کنیم. انرژی نمی‌دهد بلکه باعث تسریع مصرف انرژی‌های درونی نیز می‌شود.مثل چاه‌های نفت  زغال سنگ  گاز  که باید در زمان مناسب مصرف شود این‌ها را می‌آورند بیرون و شروع به مصرف سریع آن‌ها می‌کنند .این‌ها وضعیتی را به وجود می‌آورد که شخص هاله دور بدن او سوراخ شده و نیروهای منفی اجازه پیدا می‌کنند که از این سوراخ‌ها وارد جسم ما گردند.مثل خواب‌هایی که در زمان مصرف می‌بینیم که در سی دی کابوس کاملاً توضیح داده شده است.

اگر درست نگاه کنیم می‌بینیم که تشابه کاملی بین کره زمین و لایه اوزون و جسم انسان و هاله انسان (میدان انرژی اطراف بدن که هاله تابان نام دارد ) تشابه زیبایی بین این دو وجود دارد .همان‌طوری که در اوایل صحبت‌هایم گفتم در قدیم در اواخر پاییز هوا کم‌کم سرد می‌شد و این سرما هرروز ادامه پیدا می‌کرد و به اوج خود می‌رسید و در اواخر اسفند ماه دوباره یواش‌یواش هوا روبه گرمی می‌رفت و بهار از راه می‌رسید


ادامه مطلب
[ جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۲۱:۴۶ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

و خدایی که در این نزدیکیست...

چند اصل اساسی و مهم وجود دارد که باعث می شود اعتماد به نفسمون و بالا ببریم که به اختصار بهشون می پردازم:

اصل اول: یاد و اعتماد و اتکال به قدرت و یاری خدای رحمان.

این اصل از مهمترین اصول ایجاد اعتماد به نفس در انسان است هرگاه انسان احساس کند تنها است نگران می شود و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد ولی اگر به کسی یا چیزی به ویژه از نظر روحی و روانی تکیه داشته باشد احساس آرامش و اعتماد به نفس می کند. حالا اگر چنین تکیه گاهی برای انسان ذات مقدس پروردگار باشد انسان چقدر آرام و مطمئن و صاحب اعتماد به نفس خواهد شد به خصوص زمانی که انسان ایمان واقعی دارد که خداوند از رگ گردن به او نزدیک تر است.

اصل دوم:خود هشیاری.خود بیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود.

این اصل از حقیقتی پرده بر می دارد که دقیقا اشراف لحظه به لحظه به خود است.انسانی که هر لحظه به خود نظر می کند و ضمیر باطنش القا می کند که او دیگر آدم سابق نیست و خود را به اذن خداوند از نو خلق کرده است. او دیگر باورهای منفی سابق را ندارد این اصل به شما می گوید که تو دیگر انسان سابق نیستی.تو انسان دیگری شده ای انسانی که متحول شده و به دنیایی از آرامش رسیده است انسانی که به شخصیت خداگونه رسیده است.آری شما "انسان زیبای دیگری" شده اید این معنا را هر لحظه به ضمیر ناخودآگاه خود القا می کنید که در دنیای من اتفاق بزرگی افتاده است و اینک انسان دیگری در عرصه حیان فرماندهی می کند.انسانی زیبا.متعالی.انسانی با دنیایی از اعتماد به نفس و خودباوری.انسانی موحد.متدین آرام.زیبا اندیش.سلامت.محبوب و...

اصل سوم:اقتدار در مقابل ضعف

انسان هایی که دارای اعتماد به نفس هستند خود را اسیر دست مسایل و رخدادهای زندگی نمی بینند بلکه همواره احساس قدرت می کنند و بر این باورند که مسائل را حل خواهند کرد.احساس اقتدار و یا ضعف حالتی است روحی و احساسی که به شخصیت و اعتماد به نفس افراد بستگی دارد همواره خود را قوی ببینید و خود را عالی و مقتدر باور کنید.

اصل چهارم:یقین در مقابل تردید.

انسانها به دو دسته تقسیم می شوند:انسان های نوع یک و نوع دو. یکی از ویژگی های انسان های نوع دو این است که در دنیایی از تردید زندگی می کنند انسان هایی که خود را باور ندارند هرگز قدرت تصمیم گیری و انتخاب ندارند این گونه اشخاص همواره در دنیای تردید تلاطم و بی هویتی و نداشتن اعتماد به نفس زندگی می کنند. در مقابل انسانهای گروه یک وجود دارند با دنیایی از باور و اعتماد به نفس آری شما از این دسته هستید حتما خود را زیبا و عالی باور کنید.دنیای یقین دنیای باورهاست.دنیای اراده ها و تصمیم ها و اقدام هاست دنیای موفقیت ها .آرامش.سعادت و خوشبختی است این دنیای زیبای شماست.

اصل پنجم:احساس رهبری و مدریت.

انسانهایی که اعتماد به نفس عالی دارند همواره احساس رهبری و مدریت امور را دارند این امری است که شما همواره باید احساس کنید و در کارهای اجتماعی خودتان سر رشته کار را بر عهده بگیرید و دیگران را راهنمایی و هدایت کنید در نتیجه ضمیر ناخودآگاه شما که ناظر بر اعمال و حرکات شماست احساس می کند که تو مدیری و می توانی مدریت کنی در نتیجه در تو اعتماد به نفس به وجود می آید.

منبع:تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان

[ سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۲۳:۳۱ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]
    

[ سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۲۳:۲۶ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

با مشخص شدن صورت مسئله اعتياد كه اولين بار توسط مهندس دژاكام بنيانگذار كنگره ٦٠مطرح گرديد .براي ما آشكار گرديد كه بيماري اعتياد از ازدواج انسان و مواد مخدر حاصل شده ويك نوع جايگزيني مزمن است كه با مصرف مداوم مواد مخدر توسط انسان اين مواد جايگزين مواد شبه افيوني داخل بدن شده وبا گذشت زمان  سيستم توليد كننده اين مواد شبه افيوني (سيستم ضد درد يا سيستمx) كم كار وكم كارتر شده تا جايي كه اين سيستم به كلي از كار افتاده و با مصرف بيروني اين نياز داخلي فراهم مي گردد. اين مرحله همان مرحله مصرف روزانه بود كه فرد در اثر عدم استعمال مواد مخدر دچار حالت خماري همچنين ساير عوارض در بدن خود مي گردد.

حال با شناخت کامل از اینکه مواد مخدر سم نمیباشد و شخصی که مواد مخدر مصرف می نماید مسموم نیست پس تئوری یا فرضیه سم زدائی از پایه واساس اشتباه می باشد و شخصی که صرفا به علت عدم آگاهی و جهت رهائی از دام اعتیاد به روش غلط سم زدائی پناه می برد ممکن است پس از انجام این روش دچار عوارض جبران ناپذیری در بیوشیمی بدن خود شده که شاید سالها و یا تا آخر عمر گریبانگیرش باشد ویا پس از انجام سم زدائی دچار تشنج ،سکته و حتی در مواردی متاسفانه منجر به مرگ شخص گردد.

حال عده ای از پزشکان متاسفانه به جهت نا آگاهی و عدم شناخت از انسان و مواد مخدر هنوز در حال استفاده از این روش غلط میباشند که امیدواریم به زودی به این آگاهی وشناخت برسند که سم زدائی نه اینکه دست آوردی برای بیمار از جهت درمان نداشته بلکه امکان دارد به عوارض جبران ناپذیری برای شخص منتج گردد. و اگر همه انسانها ذره ای حس انسان دوستی داشته باشند بی شک حاضر نخواهند بود  مخلوق خداوند که بیهوده به این جهان نیامده را به هر دلیلی به رنج و عذاب دردناک دچار نمایند،مطمئنا حقیقت اعمال در ادامه نقاب از رخ بر خواهد داشت.

[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۱۳:۵۵ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۱۳:۵۲ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

ضمن تبریک نهمین سالگرد رهایی جناب آقای نمکی، برای ایشان و خانواده محترمشان سلامتی و سربلندی آرزومندیم. 

از طرف تیم وبلاگ پارک لاله 

                                                      

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۱۳:۴۸ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

بنام خداوند جان وخرد    

دستور جلسه: سم زدایی                                                                                            

استاد جلسه: آقای حسین نمکی                                                                                                                               

 

       

                                     

خلاصه سخنان استاد: ما مسمومیت نداریم جایگزینی مزمن داریم. اگر سم هست چرا زمانی که مصرف نمیکنیم حالمان خراب می شود؟ کسانی که مصرف کننده نیستند اگر یک تا یک ونیم گرم تریاک مصرف کنند دچار مسمومیت حاد می شوند.

ما در اوایل مصرف حالت مسمومیت در بدن مان احساس می کردیم که حتی به درمانگاه و سم زدایی می رسیدولی بعد از مدتی بجایی میرسیم که مصرف نکردن ما را دچار عوارض خماری می کند . چون به تدریج این مواد خارجی جایگزین مواد شبه افیونی داخل بدن می شود و در ساعاتی که عادت به مصرف داریم اگر زمانش بگذرد در جسم ما اختلال بوجود میآید و تمام سلولها مختل می شوند ،خیلی بهتر است که ما مواد را قطع کنیم و با خماری بسازیم تا اینکه بخواهیم سم زدایی بکنیم و تمام مواد را از بدن که احتیاج به آن دارد خارج کنیم چون تمام شهر وجودیمان با اینکار در هم می ریزد.

با قطع مصرف با اینکه دچار ناراحتی می شویم ولی بدن تخریب کلی ندارد و می توان تحمل کرد. در مورد درمان اعتیاد چند نظریه وجود دارد ،عده ای میگویند جسمی است و جمعی اعتقاد دارند روانی است . کنگره60 معتقد است اعتیاد بیماری جسم و روان است و روی انسان آزمایش کرد و موفق به درمان شد که رها شدگان خود سندی هستند بر این ادعا که به درمان و تعادل رسیده اند واین روش را آقای مهندس دژاکام ابداع کرد و به آن روش دی اس تی  نام نهاد.

من اگر جهانبینی خود را سالم کنم و با تغییر دید به تشخیص برسم می توانم جسم و روان خود را در مدت یازده ماه به تعادل رسیده و به درمان برسم. ما قبلا تجربه کرده ایم که هر ناراحتی در جسم بوجود آید در روان هم تاثیر می گذارد حتی یک دندان درد ما را کاملا کلافه می کند.

بدن انسان موجود هوشمندی است اگر من مدتی غذایی واردش کنم که از سطح خونی بگذرد به آن عادت میکند.مثلا در حال حاضر که من شربت اوتی مصرف میکنم پس از چند روز به آن عادت میکنم و اگر موقع مصرف آن دیر شود شروع به واکنش میکند ولی هماهنگ شدن بیست و یک روز طول میکشد تا سازگار شود.

افرادی که با علم کنگره آشنا نیستند ایراد میگیرند چرا ما از شربت تریاک برای درمان استفاده می کنیم؟ در بدن انسان مواد شبه افیونی از قبیل دینرفین و انکفالین تولید می شود که در تریاک وجود دارد.

باتشکر

 نویسنده:مسافر هوشنگ خلینا

[ سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۲ قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

بنام قدرت مطلق        

روزپنجشنبه مورخ 93/11/9 جشن نهمین سال رهایی آقای حسین نمکی

ایجنت محترم پارک لاله با حضوردیده بان محترم آقای رضا ترابخانی برگزارمیگردد.

             

[ دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۹:۳۴ قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

                                                                                                                  گفتگوي نگهبان و سردار

بعضي انسان‌ها در مرحله‌اي قرار مي‌گيرند مي‌شكستند. ممكن است شكستن در كار، شخصيت اجتماعي، تحصيلات، معنويات و... باشد. سؤال اينجاست وقتي كسي شكسته است ما چه كمكي مي‌توانيم به وي بكنيم!؟ درك كردن انساني كه در حال شكستن هست بسيار حائز اهميت است. ممكن است بارها بارها خودمان شكستيم. گاهي كوتاه آمدن نشان ترس انسان نيست، نشان ادراك، فهم و عقل انسان است. انساني كه كوتاه نمي‌آيد نشانه اين كه دچار منيت است، نشانه جهل و نشانه بي‌خردي وي است. در ادامه آقاي مهندس شعر حافظ را مي‌خواند:

يوسف گمگشته بازآيد به كنعان غم مخور      كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور

اي دل غم‌ديده حالت به شود دل بد نكن      وين سرشوريده بازآيد به سامان غم مخور

هميشه قرار نيست مشكلات ادامه پيدا كند، بايد سعي كنيد غمگين نباشيد، اينكه چطور غمگين نباشيم بايد خود بيابيد. ما عادت داريم نيمه خالي ليوان را نگاه كنيم، چرا ياد نگرفته‌ايم نيمه پر ليوان را نگاه كنيم. چرا هميشه به نداشته‌هايمان توجه مي‌كنيم، و چرا داشته‌هايمان برايمان كم‌ارزش و هستند.

براي اينكه بدانيد داشته‌هايتان چقدر زياد و باارزش هستند، لحظه‌اي با خود بينديشيد اگر از شما بخواهند نداشته‌هايتان را در مقابل داشته‌هايتان عوض كنيد، آيا قبول مي‌كنيد؟ حتي براي ثانيه‌اي هم قبول نمي‌كنيم، حتي براي ثانيه‌اي هم قبول نمي‌كنيم مسافر حال خراب خود را با يك فرد سالم تعويض كنيم، اما در مقابل سلامتي، آسايش، خانواده، فرزندان، سلامتي فرزندان و... از دست بدهيم، پس بهتر است بينديشيم داشته‌هاي ما بسيار بيشتر از نداشته‌هايمان است.

شخصي نزد استادي رفت و سؤالي پرسيد، استاد جواب سؤال را نمي‌دانست، شخص گفت اگر نمي‌داني پس چرا حقوق مي‌گيري؟، استاد گفت در مقابل دانسته‌هايمان حقوق مي‌گيرم، اگر مي‌خواستم در مقابل ندانستن‌هايم حقوق بگيرم بايد خيلي بيش از‌ اينها بايد حقوق بگيرم. اگر مادام به ليوان خالي نگاه كني، ليوان خالي تو را به قهقهرا مي‌برد. گويند تو سلامتي، گفته مي‌شود همه سالم‌اند. نه اين‌گونه نيست، خيلي‌ها بيمارند، يك مسئله خيلي ساده در جسم انسان، مي‌توان شرايط عادي و نرمال زندگي را بهم بزند. زماني كه ذهن ما به جهت منفي رود، اوضاع خيلي بدتر مي‌شود و يك بلا ممكن است به چندين بلا تبديل شود. كسي مي‌تواند آگاه باشد و ارزش خيلي از مسائل بداند كه شكسته باشد. يك انسان بخاطر غم بزرگ برود خودكشي كند ممكن است باعث صعود فرد شود. همان‌طور كه طلا انقدر در چرخش قرار مي‌گيرند تا در نهايت تبديل به گوشواره شود. در كار دنيا سختي وجود دارد. اگر فكر كند در دنيا كار سختي وجود ندارد، سخت در اشتباه است. شما نمي‌توانيد كسي را پيدا كنيد كه در سختي قرار نگرفته باشد. ما بايد وقتي در آستانه فروپاشي قرار مي‌گيريم يعني در ظلمت قرار گرفتيم بايد به تلاش ادامه بدهيم، نمي‌توانيم كنار بكشيم.

گفتند: چرا غمگين نمي‌شوي؟ گفت دل بر آنچه نمي‌ماند نمي‌بندم. فردا يك راز است نگرانش نباش. از فشار زندگي نترس و به ياد داشته باش كه فشار، توده ذغال سنگ را به الماس تبديل مي‌كند... نگران فردايت نباش خداي ديروز و امروز، خداي فردا هم هست. ما اولين بار است كه بندگي مي‌كنيم ولي او قرن‌ها كه خدايي مي‌كند پس به خدايي او اعتماد كن و فردا را به او بسپار.

ـ حلقه‌هايي كه استفاده مي‌كنيم يكي حلقه‌هاي متعدد حيات است، يكي از زماني است كه از مادر متولد مي‌شويم. يك دسته از حلقه‌هاي از زمان طفوليت است تا نوجواني. مرحله كودكي انسان از ساير جانداران طولاني‌تر است چراكه انسان موجود پيچيده‌تري است. حلقه بعدي حلقه جواني است. حلقه سوم در شما تعقل ايجاد مي‌گردد. حلقه ميانسالي كه انسان‌ها بايد به فكر تصفيه و پالايش خود باشند. پايان حلقه سوم به معني آخرين قسمت وظايف است. وظيفه اصلي حلقه سوم پرورش فرزندان است. درحالي كه بعضي از افراد در اين دوره به فرزندان خود بي‌توجه هستند. اين افراد مثال زير است كه گفته مي‌شود ميمون در حمام بود، داغ بود، بچه‌اش را زيرش گذاشت. اگر مرحله سوم را خيلي خوب به انجام برسد، وارد مرحله چهارم خواهند شد كه همان بهشت برين است. پس براي اينكه بخواهيم به يك نفر كمك كنيم، بايد فرد را از طريق جهان‌بيني آگاه كنيم. در زندگي شكست و پيروزي مهم نيست مهم اين است كه به تلاش خود ادامه بدهيم.

شكستن به‌ دو گونه است: يكي شكستن خود ماست، ما در بحران قرار گرفتيم. يك زماني است كه ما ناظر و شاهديم كه فرد ديگري شكسته است. اگر كسي در كنگره 60 حالش خراب است بايد كمك كنيم و زير پر و بالش را بگيريم. در نهايت مي‌خواهيم بگويم مراعات افراد را بكنيم اگر نمي‌توانيم مرهم روي زخم كسي قرار ندهيم لااقل نمك روي زخمش نپاشيم.

 نویسنده : همسفر مرضیه

منبع: وبلاگ آکادمی

[ دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۹:۲۷ قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

 تعقل یعنی کاری که از روی عقل است یعنی ما قبلاً به درستی آن رسیدیم و حال از تعقلمان استفاده می‌کنیم مانند کاری که راهنما برای رهجویش انجام می دهد.

تکامل عقل روی دانایی است و تمام مسائل انسان که در هستی وجود دارد. اعتیاد نیز وجود دارد ، ازدواج ، قضاوت ، شناخت در علوم و هر نوع مسئله‌ای که ما در نظر بگیریم در این سطح وجود دارد . مثلث ما یک مقدار مساحت در بر می‌گیرد ، مطالبی که در داخل این مثلث قرار می‌گیرد مطالبی هستند که ما از آ ن سر در می‌آوریم یعنی ما می‌فهمیم چی به چی هست .

مطالبی که خارج از آن مثلث قرار می‌گیرد ، مطالبی هستند که ما نمی‌توانیم نظر بدهیم و شناخت و ادراک درستی به آن مسئله نداریم و فقط می‌توانیم نسبت به آن‌ها اطلاعات داشته باشیم .

مطالبی که روی ضلع آن مثلث قرار می‌گیرد ، مطالبی است که برای ما ماهیت گنگ دارد و قطعاً نمی‌توان در مورد آن نظر بدهیم. اگر انسان دانایی‌اش را تغییر ندهد ، هیچ‌چیزی نمی‌فهمد. در زندگی انسان چیزی که باعث می‌شود در انسان تغییر به وجود بیاید ، تشخیص است. چون وقتی ما تشخیص دادیم ، می‌توانیم انتخاب کنیم و وقتی انتخاب درست انجام دادیم زندگی‌مان تغییر می‌کند. پس انتخاب درست به تشخیص بستگی دارد.

باید این مثلث دانایی رشد کند و ما برای اینکه از مثلث دانایی بتوانیم استفاده کنیم ، باید ببینیم کدام ضلع یا کدام قسمت رشد کرده .

تفکر کردن مطلبی است که توی یک قالب و چارچوب انجام می‌شود ولی افکار این‌طور نیست. افکار جهت ندارد و ما می‌توانیم به هر چیزی فکر کنیم و هر موضوعی می‌تواند باعث فکر کردن شود. ما تصور ، تخیل ، توهم و یا چیزهای دیگر را داریم اما این‌ها تفکر نیست ولی می‌توانند در تفکر باشند یا در تفکر کردن به کار بروند.

شرط تفکر کردن این است که ما زمانی که روی موضوعی فکر می‌کنیم . یک جهت خاص داشته باشد و ما باید در یک جهت خاصی حرکت کنیم و اگر بخواهیم در جهت درست حرکت کنیم نیازمند یک سری معلومات و اطلاعات هستیم .

                                                                         بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۲۳:۴۲ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

درمدل قلعه يا شهر وجودي تصويري از يك كشور يا شهر كه به فرماندهي يك فرمانرواي عادل به نام عقل كه درحال راهبري واداره ميباشد،آشنا شديم همچنين آموختيم كه انرژي دراين شهر يا كشور وجودي معادل پول در دنياي بيرون است.همچنين اين را فرا گرفتيم كه حس هاي مختلف وقتي شكل مي گیرند بصورت خواسته هاي ناخالص یا درخواست موقت  جهت بررسي،اعلام نظرات ونهايتاجهت تصميمگيري به سوي قلعه عقل ارسال ميگردد.(مانند حس رفتن به استخر ويا حس خوابيدن تا١٠ صبح).حال اين درخواستهاي اوليه درفضا ومكاني به نام ذهن به تصوير كشيده شده ومورد نقد وبررسي و رأي قرار ميگيرد. اگر بخواهيم مثالي براي اين فضا درکشور وجودي درنظر بگيريم همان مجلس يا سنا درمدل كشور يا شهر وجودي است،كه كليه درخواست ها از شهرها يا استانهاي مختلف وارد صحن مجلس وبعداز نقد وبررسي به رأي گذاشته ودر نهايت يا رد شده يا تصويب وجهت تاييد نهائي به مرحله آخر (تائید نهائی )ارسال مي گردد. حال اكر صحن مجلس را ذهن انسان  و   نمايند گان  مجلس همان دانايي انسان درنظر بگيريم خيلي واضح است كه خواسته هاي اوليه كه از حس نشأت گرفته(حال كاري نداريم به اينكه حس درست كارميكند واز آن خواسته هاي معقول شكل ميگیرد يا نامعقول) به فضاي ذهن وارد شده وابتدا به تصوير كشيده شده وپس از نقد وبررسي در حضور دانايي به رأي كذاشته مي شود كه يا خواسته رد ميشود ويا تصويب شده وبراي اخذ دستور وحكم اجراء به نزد عقل(حاكم) فرستاده ميشود. نكته ديكر اينكه همانكونه كه درمجلس براي مصوبات بودجه تخصيص داده ميشود درذهن نيزبراي ساير خواسته هاي ارسالي انرژي تخصيص داده ميشود.وبه همين دليل گاهي خواسته اي به ثانيه اجراء ميشودوگاهي يك خواسته به دليل كمبود انرژي مدت ها معطل مي ماند (مثلا خواسته رفتن به مسافرت وقتي كه مقدمات فراهم نيست.)پس مشخص شد فضاي ذهن ارتباط تنگاتنگ ونزديك با دانائی دارد. وتصويب وتخصيص انرژي به خواسته ها به سطح دانايي هر انسان بستگي دارد وهمچنين در وادي پنجم نيز فرا گرفتيم جهت بالا رفتن سطح دانايي بايد آموزش سالم به همراه تزكيه وپالايش را سرلوحه قرار دادو تزكيه وپالايش ميسر نميشود مگر با اجراي هفت راهكار یا قدم كه در وادي پنجم ذكر گرديده است .حال باتوجه به محدوديت انرزي وجذب سايرخواسته ها ومسائلي پیراموني توسط ذهن ،درسفراول  خواسته هاي غير معقول راكنار گذاشته واز يكسري خواسته هاي معقول غير ضروري مي گذريم تا ضمن اولويت درمان بيشترين انرژي توسط ذهن به اين موضوع اختصاص يابد.وضمن مصون ومحفوظ نگهداشتن ذهن از افکار منفی ،پوچ وبی ارزش بیشترین سطح انرژی بر روی سفر و درمان اختصاص یابد و رهائی با کیفیت و ارزشمندی نصیب ما گردد.

[ جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۲۳:۳۱ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

                               

افتخار استاد به مدارک و مدالها نیست ، افتخار استاد آتشی است که در دل ما روشن کرد.....

افتخار استاد این است که بسیاری از ما را که خدا گریز شده بودیم به معنویت و به رودخانه ایمان برگرداند.....

افتخار استاد نشاندن ما در کشتی عشق پیمای معرفت و چشاندن معنای حقیقت و درک هستی و وجود به هزاران هزار انسان تشنه معرفت بوده و هست......

افتخار استاد اشاره هایی بود که کرد.....پرنده هایی در قفس که آزاد کرد.....چشمهایی بسته که باز کرد.....دلهایی خسته که شاد کرد.....

افتخار استاد اینست که بخاطر ایمانش و ما و عشق و معرفت....اکنون در یک سلول تنگ و تاریک دل به معشوق مهربانش داده و به او اتکا داده و ایستادگی میکند.......

افتخار استاد ما اینست که تو و من.....امروز از عشق میگوئیم و از ایمان و از خدا...... افتخار استاد ما اینست

استاد گرامی نهمین سال رهایتان مبارک

از طرف اعضای لژیون

                                                

[ سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ ] [ ۱۶:۴۰ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]

((به نام یزدان پاک))

دهمین جلسه از دوره پنجاه و پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "سم زدایی و سم نزدایی" با استادی آقای نادر فراهانی و نگهبانی آقای بهرام کنعانی و دبیری آقای مرتضی عفتی روز پنجشنبه مورخ 1393/10/25 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود و همچنین اولین سال آزادی و رهایی مسافر پیمان جشن گرفته شد.

 

سخنان استاد: 

خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم که امروز هم اینجایگاه در اختیار من قرار گرفت تا خدمت بکنم. امروز هم جلسه ما به دو بخش تقسیم می‌شود. بخش اول دستور جلسه که سم‌زدایی یا سم نزدایی است و بخش دوم تولد پیمان میر. در کنگره طی این چند سالی که من متوجه شدم بحث و صحبت بر سر هوشیاری است. بر سر این است که یاد بگیریم و آموزش بگیریم و تفکر کردن را یاد بگیریم. اینکه اگر کسی حرفی را به ما میزند و پیامی را به ما می‌دهد یا درخواستی را از ما دارد، بلد باشم در مورد آن فکر کنم.

 هوشیاری چیزی است که به‌واسطه مصرف مواد از من سلب شده بود و حرف کنگره‌این است که اگر می‌خواهی دوباره هوشیاری‌ات را به دست بیاری باید بیایی و قدم در مسیر بگذاری و حرکت بکنی و تفکر کردن را یاد بگیری و در مسیر درمان حرکت بکنی و تا بتونی حواست را جمع کنی. یک‌بار نادر فراهانی فریب خورد و درگیر مواد و ضد ارزش‌ها شد، حالا آمده اینجا تا یاد بگیرد و نیروهایش را جمع بکند تا بتواند با این‌ها مقابله بکند که لااقل دوباره ضرر نکند.              

                                                                                                


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ ] [ ۱۶:۳۸ بعد از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]
        

مرتضی عزیز  

  

انشاالله به حکم پروردگار عالم در صیغل نمودن خود ، همچنان  با نیروی خدایی ، در راه به سوی عالم نور در تجلی باشید . ما هم خواستار ادامه راههای خوب و بدون بند ، برای شما هستیم .در نیمه اول زمستان قرار می گیرید و با اندیشه بسیار تازه و عظیم که در عالم حیات شما بی نظیر بود و به قولی ، تولد دو باره در همین حیات شده اید ، قدر و عطمت آنرا بدانید و نگهبان جسم و جان باشید . این از عقل سالم و تفکر درست است که می شود با آن به هر گوشه ای از جهان حال ، رفت و بدون مشکل ، باز آمد . 

 

اولین سال رهاییت مبارک  

 

حسین نمکی و اعضای لژیون

                            

[ جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ ] [ ۱۶:۵۰ بعد از ظهر ] [ حسین نمکی ]

                                                       ((بنام قدرت مطلق))

 

سومین جلسه از سری چهارم کارگاه های  آموزشی  مجازی نمایندگی  آکادمی  با استادی مسافر شاهرخ داد خواه و دستور جلسه  

سم زدایی و سم نزدایی .............

                                                                                                                            

                                                     بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ ] [ ۹:۴۰ قبل از ظهر ] [ مرتضی عفتی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حرف دل

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
ز مدينه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از براي لبيّک ، به وظيفه باز کردن
به مساجد و معابد ، همه اعتکاف جستن
ز ملاهي و مناهي ، همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن، به خداي راز گفتن
ز وجود بي نيازش، طلب نياز کردن
بخدا که هيچ یک را، ثمر آنقدر نباشد
که به روي نا اميدي ، در بسته باز کردن


امکانات وب